عبد الحي بن الضحاك بن محمود الجرديزي ( گرديزى )

201

تاريخ گرديزى ( زين الأخبار ) ( فارسى )

به چغانيان متنبيئى [ 1 ] بيرون آمد بدهى ، و گويند به در [ 2 ] آهنين . نام او مهدى ، و دعوى پيغمبرى كرد ، و دعوت آشكارا كرد ، و بسيار مردم به دو بگرويدند ، و او شمشيرى بحمايل داشتى ، و با مخالفان خويش حرب كردى ، و بسيار مردم را بكشت ، كه [ 3 ] از وى اعراض كردند ، و مذهب او نگرفتند . و اين مهدى خداوند حيلتها بود : چنان كه دست اندر حوض پر آب كردى مشتى دينار بر آوردى ، و اندك مايه طعام بر خوان نهادى ، قومى انبوه از آن بخوردندى ، و همه سير شدندى ، و كوزه پر آب كردى ، و قومى بخوردندى ، و كوزه پر آب بودى . و چون خبر وى بپراگند ، مردمان روى به وى نهادند ، و بسيار كس از عامهء مردمان به دو [ 4 ] بگرويدند . و چون اين خبر به امير حميد [ 5 ] رسيد ، نامه كرد سوى ابو على احمد بن محمد بن المظفر ، تا او را بگرفت بواشگرد [ 6 ] و سر او ببريد و به بخارا فرستاد ، و آن سر را بر سر نيزه كردند ، و بدان كس‌ها نمودند ، كه به دو گرويده بودند ، و بروزگار مطيع نامه

--> [ ( 1 - ) ] هر دو : بحناسان مسى ؟ باستناد خود اين كتاب فصل سامانيان و امارت نوح بن نصر تصحيح شد كه در آنجاست : و متنبى بيرون آمده بود از ناحيت چغانيان . [ ( 2 - ) ] كذا در هر دو نسخه . ن : به دژ آهنين ؟ در فصل سامانيان اين كتاب نيز در آهنين است ، و نام دهى كه اين مدعى نبوت از آن بر آمده بود « ده وردى » است . [ ( 3 - ) ] هر دو : از روى ؟ [ ( 4 - ) ] هر دو : به دو بگرويدند . [ ( 5 - ) ] حميد لقب نوح بن نصر سامانى است . [ ( 6 - ) ] هر دو : بگرفت بسكرد و سر او ؟ ن : و بسكزد و سر ؟ واشگرد در وادى چغانيان در اقاصى شمال شرقى خراسان واقع بود ، و درين مرز آخر خراسان در راست فضل بن يحيى برمكى در مدخل بين دو كوه دروازه‌يى را براى جلوگيرى از غارت ترك ساخته بود ( ابن خرداذبه 34 ) و شايد در آهنين متن همين جا باشد .